پرش به محتوا

ترس از آینده؛ مانع تغییر یا انگیزهٔ تصمیم؟


کوروش کلهر – تحلیلگر سیاسی

پس از انتشار خبرهایی دربارهٔ تماس‌های تازه، توافق‌های موقت و آتش‌بسی چندماهه، طبیعی است که غباری از یأس بر ذهن بخشی از جامعه بنشیند. بسیاری با خود می‌پرسند: آیا بار دیگر جمهوری اسلامی فرصت نفس‌کشیدن پیدا کرد؟ آیا همه‌چیز به عقب بازگشت؟ آیا امید به تغییر، باز هم باید به انتظار طولانی‌تری سپرده شود؟
اما در سیاست، قبول هر آتش‌ بسی از جانب جمهوری اسلامی نشانهٔ قدرت نیست. این آتش‌بس، اعتراف پنهانِ طرفِ فرسوده ، به ناتوانی در ادامهٔ مسیر است. رژیمی که برای بقا ناچار می‌شود پی‌درپی تن به مذاکره بدهد، وقت بخرد و امتیاز دهد، و دوباره به پای میز گفت‌ وگو بازگردد، رژیمی قدرتمند نیست، رژیمی است که ضعف‌هایش دیگر قابل پنهان‌کردن نیست.

جمهوری اسلامی شاید بتواند برای چند ماه تنش را کاهش دهد، شاید بتواند با تبلیغات حکومتی، آتش‌بس را پیروزی بنامد، و شاید بتواند بخشی از جامعه را موقتاً دچار تردید کند. اما آنچه نمی‌تواند جبران کند، شکاف عمیقی است که میان خود و ملت ایران ایجاد کرده است.

ضعف جمهوری اسلامی دیگر یک ضعف مقطعی نیست. این ضعف، ساختاری است. اقتصاد ویران، مشروعیت ازدست‌رفته، ریزش اجتماعی، بی‌اعتمادی عمومی، فرسودگی نیروهای حکومتی، نارضایتی درون جامعه، و انزوای سیاسی، با یک آتش‌بس چندماهه ترمیم نمی‌شود.

رژیم‌ها زمانی خطرناکتر به نظر می‌رسند که هنوز دارای ابزار سرکوب باشند، اما حقیقت این است که داشتن ابزار سرکوب، به معنای داشتن آینده نیست. جمهوری اسلامی هنوز می‌تواند ایرانی را بترساند، اما دیگر نمی‌تواند امید بسازد. هنوز می‌تواند تهدید کند، اما دیگر نمی‌تواند اعتماد بیافریند. هنوز می‌تواند زمان بخرد، اما نمی‌تواند تاریخ را به عقب بازگرداند.

از این رو، ترس امروز نباید به توقف تبدیل شود. اگر جامعه از آینده می‌ترسد، راه پاسخ به این ترس، تسلیم نیست؛ سازمان‌یافتن است. اگر مردم نگران فردای ایران‌اند، راه‌حل، ماندن در ویرانی امروز نیست؛ قدرت بخشیدن به آلترناتیو موجود، تقویت همبستگی، و تبدیل نگرانی به تصمیم سیاسی است.

جمهوری اسلامی ممکن است اجالتا از سقوط فوری گریخته باشد، اما از حقیقتی بزرگ ‌تر نگریخته است: ایران دیگر آیندهٔ خود را در ادامهٔ بقای این رژیم نمی‌بیند و این رژیم آنرا بخوبی درک کرده است.

آتش‌بس‌ها، توافق‌های موقت و تماس‌های پشت‌پرده ممکن است خبر روز باشند. اما واقعیت عمیق تر این است که پایه‌های این حکومت بیش از هر زمانی فرسوده شده‌اند. این فرسودگی با چند ماه وقت‌ خریدن جبران نمی‌شود.

پرسش اصلی این نیست که آیا جمهوری اسلامی بار دیگر فرصت یافته است یا نه. پرسش اصلی این است که آیا ما اجازه می‌دهیم این فرصتِ موقت، ما را ناامید کند، یا آن را به یادآوری ضرورتِ تصمیم، سازمان‌دهی و آماده‌ سازی برای آینده تبدیل می‌کنیم؟

ترس از آینده، اگر درست فهمیده شود، می‌تواند آغاز تصمیم باشد، و امروز، بیش از هر زمان دیگر، ایران به همین تصمیم نیاز دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


بله خیر ناشناس