پرش به محتوا

جنوب؛ از «گهواره ثروت» تا «قربانگاه سیاست‌های انیرانی»

جنوب ایران، سرزمینی که بر دریایی از نفت و گاز شناور است و نبض تپنده اقتصاد کشور را در دست دارد، امروز بار دیگر به نقطه صفر مرزیِ تقابلی تبدیل شده که بوی خون و خاکستر می‌دهد. برای فرزندان خاک خوزستان و آبادان، این صحنه‌ها تکراری است؛ دوباره بوی باروت، دوباره ترس، دوباره آوارگی. اما تفاوت اینجاست که این بار، این درد، نه از سرِ دفاع ملی، که تحمیلِ سیاست‌های فرقه‌ای و تروریستی نظامی است که ۴۷ سال است نه تنها جنوب بلکه کل ایران را به بند کشیده است.

تناقض تلخ: ثروتمندترین در فقر، باشکوه‌ترین در حاشیه

چگونه ممکن است منطقه‌ای که موتور محرک کشور است، در چنین فلاکتی دست و پا بزند؟ مردم جنوب، سال‌هاست که در دمای بالای ۵۰ درجه، در میان ریزگردها و با ابتدایی‌ترین امکانات زیستی، تنها «روزمرگی» می‌کنند.

  • هزینه‌کرد ایدئولوژیک: نظام حاکم، ثروت جنوب را در راه حمایت از گروه‌های نیابتی در منطقه هزینه کرد، به جای آنکه صرفِ آبادانیِ همان سرزمینی کند که چرخ‌هایش را می‌چرخاند.
  • گروگان‌گیری امنیت: آن‌ها نه تنها ثروت ما را بردند، بلکه «امنیت» ما را نیز در راه اهدافِ فرقه‌ای خود به گروگان گرفتند.

در دام پروپاگاندا نیفتیم: تفکیک «دردِ مردم» از «نیتِ نظام»

خطاب به تمامی میهن‌پرستان ایران: امروز جنوب در آتش می‌سوزد، اما حواسمان باشد که در دام روایتی که جمهوری اسلامی می‌سازد، نیفتیم. نظام تلاش می‌کند تا با تکیه بر احساساتِ میهن‌پرستانه، جنایات و سیاست‌های بحران‌زای خود را پشت نقابِ «دفاع از وطن» پنهان کند. آن‌ها جنگی را به این مردم تحمیل کرده‌اند که نه خواسته ماست و نه ما در آن نقشی داشته‌ایم.

هوشیاری ملی یعنی: درک کنیم که بمب‌هایی که امروز جنوب را تهدید می‌کند، نتیجه‌ی مستقیمِ سیاست‌های «انیرانیِ» حکومتی است که بقای خود را در تنش و آشوب می‌بیند.

مسئول اصلی کیست؟

باید صادقانه و بدون لکنت گفت: بانیِ ویرانیِ ۸ ساله جنگ با عراق، عاملِ فقیرسازیِ عمدی خوزستان، و مسئولِ وضعیتی که امروز جنوب را به سیبلِ تقابل‌های نظامی تبدیل کرده، تنها و تنها «جمهوری اسلامی» است.

این نظام، نه برای ایران، بلکه برای ایدئولوژیِ خودش می‌جنگد. بنابراین، اگر به دنبالِ نجاتِ جنوب، محیط‌زیست، رفاه و امنیت هستیم، راهِ دیگری جز مبارزه با این نظام وجود ندارد.

فرجام: ایرانِ آزاد، تنها راهِ نجات

جنوبِ ایران بدون جمهوری اسلامی، دوباره به شکوهِ تاریخی خود بازخواهد گشت. ایرانِ آزاد در سایه‌ی یک دولتِ ملی که اولویتش نه «امت‌گرایی» و «نیابتی‌ها»، بلکه «رفاهِ ایرانی» و «توسعه‌ی ملی» باشد، یگانه درمانِ این زخم‌های کهنه است.

ما اسیرِ فریبِ پروپاگاندای جمهوری اسلامی نخواهیم شد. مسیرِ ما مشخص است: نشانه‌گرفتنِ سران نظام تا جنوب و ایران، طعمِ آرامش را بچشند.

به‌سوی ایرانِ آزاد و آباد زیر سایه‌ی پادشاهی اعلیحضرت رضاشاه دوم.

پاینده ایران
جاوید شاه

نویسنده: کیارش معنوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


بله خیر ناشناس