خبر منتشرشده درباره وضعیت زندانیان معترض در زندان مرکزی اصفهان، بار دیگر نگرانیها درباره اجرای احکام اعدام علیه معترضان در ایران را افزایش داده است.
اما بخش نگرانکنندهتر ماجرا، وضعیت دستکم ۲۶ نفر از این زندانیان است که بنا بر گزارشها به سلولهای انفرادی یا سوئیتهای قرنطینه پیش از اجرای حکم منتقل شدهاند. در پروندهای موسوم به «میدان علیخانی» نیز ۱۴ نفر به سلولهای انفرادی منتقل شدهاند و نگرانیها درباره اجرای قریبالوقوع احکام آنان افزایش یافته است.
وقتی اعتراض با حکم اعدام پاسخ داده میشود
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ برای بسیاری از ایرانیان نمادی از نارضایتی گسترده از شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور بود. اما برای شماری از معترضان، پایان این اعتراضات به بازداشت، تشکیل پروندههای قضایی و صدور احکام سنگین منتهی شده است.
خانوادههایی که در انتظار یک تماس هستند
پشت هر عدد، یک انسان و یک خانواده قرار دارد.
خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام، علاوه بر نگرانی درباره جان عزیزانشان، بنا بر گزارشهای حقوق بشری با فشارهایی برای سکوت درباره وضعیت پروندهها نیز روبهرو بودهاند.
انتقال یک زندانی به سلول انفرادی یا قرنطینه پیش از اجرای حکم، در چنین شرایطی میتواند برای خانواده او به معنای آغاز ساعاتی پر از اضطراب و بیخبری باشد؛ ساعاتی که ممکن است با یک تماس تلفنی، آخرین ملاقات یا حتی خبر اجرای حکم پایان پیدا کند.
مسئولیت جامعه جهانی چیست؟
مسئله اعدام معترضان تنها یک موضوع داخلی نیست. حق حیات، حق برخورداری از دادرسی عادلانه و منع شکنجه و رفتار غیرانسانی، از اصول بنیادین حقوق بشر هستند.
ی
عدد «۷۰» شاید در یک گزارش خبری فقط یک عدد به نظر برسد؛ اما پشت آن، دهها زندگی، دهها خانواده و آیندههایی قرار دارد که اکنون در انتظار تصمیم دستگاه قضایی جمهوری اسلامی هستند.
در شرایطی که گزارشهای حقوق بشری از خطر اجرای احکام برای شماری از این زندانیان خبر میدهند، پرسش اساسی این است:
آیا قرار است اعتراض به یک مطالبه سیاسی و اجتماعی، با گرفتن جان انسانها پاسخ داده شود؟
شهنگار صدای کسانی را بازتاب میدهد که ممکن است صدایشان از پشت دیوارهای زندان به ما نرسد؛ چرا که گاهی اولین قدم برای جلوگیری از فراموشی، تنها یک چیز است: نامشان را به یاد بیاوریم و دربارهشان صحبت کنیم!
