نشست اخیر «ایران آزاد و اتحادیه اروپا» در دوسلدورف و حاشیههای پیرامون آن، بار دیگر آزمونی جدی برای فرهنگ سیاسی، مدارا و میزان پایبندی ما به اصول دمکراتیک در درون جریان ملی فراهم آورد. از یک سو، برگزاری چنین رویدادهایی نشاندهنده پویایی و گامهای رو به جلوی پروژه شکوفایی است؛ و از سوی دیگر، واکنشهای افراطی، تخریبی و هتاکانه برخی از افراد که ظاهراً به این نشست دعوت نشده بودند، زنگ خطری جدی را به صدا درآورده است.
۱. تفاوت بنیادین میان «انتقاد منطقی» و «تخریب و تهاجم»
هیچ جریان، شخصیت یا برنامهای در عرصه سیاست بدون کاستی و مصون از نقد نیست. مشخصاً به پروژه شکوفایی، برنامهها و حتی ساختار تیم رضاشاه دوم نیز انتقادهایی وارد است و طرح این انتقادها حق طبیعی هر کنشگر ملی است.
اما مسئله اصلی اینجاست که راه انتقاد، «کوچهبازاری»، توهینآمیز و همراه با برچسبزنی نیست. این که عدهای به جای نقد محتوایی و ارائه راهکار، با ضبط ویدیوها و پدید آوردن استوریهای پر از خشم، نهتنها برگزارکنندگان بلکه دعوتشدگان را نیز هدف حملات تند قرار دهند و آنان را «دستنشانده» بخوانند، فراتر از یک اختلاف نظر سیاسی است. این رفتار، دقیقاً بازتولید همان فرهنگ حذف و امنیتی است که جمهوری اسلامی سالهاست علیه اپوزیسیون به کار میگیرد. دودستگیسازی کاذب و تهدید هممیهنان، خط بطلانی بر اصول اخلاق سیاسی میکشد.
۲. حقیقت ماجرای دعوتنامهها؛ افتخاری برای خدمت، نه رانت برای خودیها
یکی از دروغها یا شبهاتی که این روزها دستمایه تخریب قرار گرفته، ادعای انحصارطلبی در دعوتهاست. واقعیت این است که دعوت به این نشست، امری گزینشی و شخصی به معنای رانت نبوده است؛ بسیاری از فعالان ملی ایمیل رسمی دریافت کرده و دعوت شده بودند و حضور در این نشست مایه افتخار و نشانگر مسئولیتشناسی ملی بود.
حضور داشتن در این نشست هرگز به این معنا نیست که شرکتکنندگان، عملکرد تیم رضاشاه دوم را بدون نقص، کامل و بیچونوچرا میدانند. اتفاقاً بسیاری از کسانی که در دوسلدورف حضور یافتند، با این دیدگاه پا به جلسه گذاشتند که از نزدیک، کموکاستیها، چالشها و نقاط ضعف و قوت را بسنجند تا بتوانند با بازخوردهای دقیق و سازنده، به این تیم یاری رسانند تا مسیر رو به جلو بدون نقص و ایراد طی شود.
۳. «بخشی از راهحل باشید، نه بخشی از مشکل»
نقلقول ارزشمند رضاشاه دوم در این میان چراغ راهنمای درستی است: «بخشی از مشکل نباشید، بلکه مشکلات را حل کنید.»
کسانی که امروز با دوربین به دست گرفتن و تولید محتواهای پر از پرخاش، به دنبال تسویه حسابهای شخصی، خودنمایی یا ایجاد تفرقه در میان صفوف آزادیخواهان هستند، ناخواسته (و گاه آگاهانه) به بازیگرانِ زمین بازی رژیم تبدیل شدهاند. اپوزیسیونی که نتواند تحمل مخالفِ درونخانوادگی خود را داشته باشد و با نخستین اختلاف نظر، به ترور شخصیتی و تخریب همسنگران خود بپردازد، فردا در فردای آزادی نیز نخواهد توانست کشوری دمکراتیک و مبتنی بر حاکمیت قانون برپا کند.
سخن پایانی
مسیر گذر از جمهوری اسلامی، مسیری پرهزینه، طولانی و نیازمند پختگی سیاسی است. شایسته است به جای تکرار ادبیات لمپنی و تخریبهای فرساینده، به فرهنگ گفتوگو، نقد مستند و پرستیژ مناسب سیاسی مجهز شویم. بیایید به جای دیوارکشی و ایجاد دودستگیهای مخرب، با همافزایی و نقدهای کارشناسی، دست به دست هم دهیم تا خطاهای احتمالی اصلاح شده و قطار مبارزات ملی با سرعتی بیشتر و دقتی بالاتر به مقصد آزادی برسد.
نویسنده: کیارش معنوی
