جمهوری اسلامی برای دههها تلاش کرده است بنزین ارزان، یارانهها و وعدههای اقتصادی را بهعنوان نشانهای از حمایت خود از مردم ایران معرفی کند. اما امروز، تعداد بیشتری از ایرانیان در حال پرسیدن یک سؤال بزرگتر هستند:
قیمت آزادی ما چقدر است؟
برای بسیاری از ایرانیان، پاسخ روشن است: آنها از زندگی زیر سایه نظامی خسته شدهاند که امنیت اقتصادی، آزادیهای اجتماعی، عزت و امیدشان به آینده را از آنها گرفته است.
ایران با یک بحران اقتصادی بزرگ روبهروست. تورم، کاهش قدرت خرید و افزایش قیمت مواد غذایی فشار سنگینی بر خانوادههای معمولی وارد کرده است. حتی بنزین، که سالها بهشدت یارانهای بوده، به نمادی دیگر از اقتصادی تبدیل شده که دیگر توان ادامه وضعیت موجود را ندارد.
اما مسئله فقط قیمت بنزین نیست.
مسئله، بهایی است که مردم ایران تاکنون برای این رژیم پرداختهاند.
.
با فرصتهای از دسترفتهشان هزینه دادهاند.
با آینده فرزندانشان هزینه دادهاند.
با آزادی بیان، اعتراض و زندگی عادی هزینه دادهاند.
و بسیاری، بیش از همه، با جان خود هزینه دادهاند.
به همین دلیل است که امروز برخی ایرانیان حرفی میزنند که شاید برای ناظران خارج از ایران عجیب به نظر برسد:
«اگر قرار است قیمت بنزین بالا برود، بگذارید بالا برود؛ فقط بگذارید این رژیم سقوط کند.»
این حرف لزوماً به معنای خواستن فقر یا افزایش هزینههای زندگی نیست. بلکه نشاندهنده این نگاه است که بنزین ارزان زمانی ارزش چندانی ندارد که کل کشور تحت فشار سوءمدیریت اقتصادی، فساد، سرکوب و انزوا قرار گرفته باشد.
یک لیتر بنزین ارزان نمیتواند آیندهای را که از یک جوان ایرانی گرفته شده، به او بازگرداند.
نمیتواند عزیزی را که به خاطر اعتراض کشته شده، به خانوادهاش بازگرداند.
نمیتواند قدرت خرید مردم را بازسازی کند.
نمیتواند آزادی سیاسی ایجاد کند.
و نمیتواند عزت یک ملت را دوباره به آن بازگرداند.
برای بسیاری از ایرانیان، خواسته واقعی بسیار بزرگتر از بنزین ارزان است.
آنها یک ایران آزاد میخواهند!
کشوری که سیاستهای اقتصادی آن در خدمت شهروندانش باشد، نه در خدمت حفظ یک ساختار سیاسی فرسوده.
کشوری که منابع عظیم طبیعی آن صرف رفاه و آینده مردم خودش شود.
کشوری که جوانانش بتوانند آینده و شغل خود را در کشورشان بسازند، نه اینکه تنها رؤیایشان مهاجرت باشد.
کشوری که زنان بتوانند آزادانه زندگی کنند.
کشوری که مردم بتوانند بدون ترس صحبت کنند.
کشوری که حکومت در برابر مردم پاسخگو باشد.
و مهمتر از همه، کشوری که خود مردم ایران درباره آینده سیاسی کشورشان تصمیم بگیرند، نه یک ساختار مذهبی غیرپاسخگو.
مردم ایران نباید مجبور باشند بین بنزین ارزان و آزادی یکی را انتخاب کنند.
آنها شایسته هر دو هستند.
اما اگر انتخابی که به آنها تحمیل شده این باشد که میان چند لیتر بنزین ارزان و فرصت بازسازی کشورشان یکی را انتخاب کنند، بسیاری از مردم اولویت خود را روشن کردهاند:
آزادی ارزشمندتر است.
عزت ارزشمندتر است.
آینده ایران ارزشمندتر است.
مردم ایران به اندازه کافی تحمل کردهاند.
مسئله دیگر این نیست که مردم تا چه زمانی میتوانند افزایش قیمتها را تحمل کنند.
مسئله این است که جمهوری اسلامی تا چه زمانی میتواند انتظار داشته باشد ملتی که این همه هزینه داده است، همچنان همان نظام را بپذیرد.
ایران شایسته آیندهای فراتر از جمهوری اسلامی است!
پاینده ایران
جاوید شاه
نویسنده: یاسمن نوابی
