مقدمه
تاریخ معاصر ایران پر از تصاویر متضاد از اوج شکوه و عمیقترین سقوطها است، اما شاید هیچ حوزهای به اندازه صنعت هوانوردی نتوانسته باشد این فاصله نجومی را به رخ بکشد. روزگاری نام «ایرانایر» (هما) مترادف بود با ایمنی، لوکسترین خدمات پروازی و حضور مقتدرانه در معتبرترین آسمانهای جهان. اما امروز، با اعلام رسمی وزارت خزانهداری آمریکا مبنی بر ممنوعیت کامل پروازهای بینالمللی ایرلاینهای ایرانی از اول مهر ماه به همراه قطع سراسری خدمات سوخترسانی و فرودگاهی پرونده هوانوردی کشور به نقطه پایان خود رسیده است. این تصمیم، فراتر از یک تحریم اقتصادی، حکم «محاصره کامل هوایی» را دارد که ایران را در حصار انزوای مطلق حبس میکند.
عصر طلایی هوانوردی ایران: وقتی «هما» نگین آسمان خاورمیانه بود
برای درک عمق فاجعه امروز، باید به عقب برگشت؛ به دهههای ۵۰ خورشیدی که شرکت هواپیمایی ملی ایران نهتنها بهترین خط هوایی منطقه، بلکه یکی از پیشروترین ایرلاینهای جهان بود. در آن دوران، ناوگان هما با مدرنترین هواپیماهای روز دنیا (از جمله بویینگ و برنامهریزی برای ناوگان فراصوت) شبکهای گسترده از پروازهای مستقیم را از تهران به پایتختهای بزرگ جهان از جمله نیویورک، لندن، پاریس، توکیو و پکن برقرار کرده بود. فرودگاه مهرآباد یک پایگاه ترانزیتی بینالمللی و استاندارد بود و مسافران از بالاترین سطح امنیت و کیفیت خدمات بهرهمند بودند. آن روزها آسمان مرز نداشت و ایران پلی فعال میان شرق و جهان آزاد به شمار میرفت.
شیب تند سقوط؛ از استانداردهای جهانی تا فرسایش سیستماتیک
با روی کار آمدن حکومت دینی و آغاز سیاستهای تنشزا با جامعه جهانی، زوال تدریجی این زیرساخت عظیم کلید خورد. قطع ارتباط با کمپانیهای سازنده هواپیما، محرومیت از خرید ناوگان نو و بحران تأمین قطعات اصلی، رگهای حیاتی هما را یکی پس از دیگری مسدود کرد. هواپیمایی که روزگاری نماد پیشرفت فنی و مدیریتی کشور بود، به مرور به موزهای پرنده از قطعات فرسوده، تعمیرات غیررسمی و استانداردهای رو به افول تبدیل شد. تحریمهای چندلایه و ریسکهای فزاینده امنیتی سبب شد تا شرکتهای معتبر جهانی نیز آسمان ایران را دور بزنند و کشور از راهروهای اصلی ترانزیت هوایی جهان حذف شود.
نقطه صفر مرزی؛ محاصره هوایی و انزوای مطلق
اقدام اخیر خزانهداری آمریکا تیر خلاص را به پیکر نیمهجان این صنعت وارد کرد. تهدید فرودگاهها، شرکتهای تأمین سوخت و خدمات زمینی در سراسر جهان به قطع ارتباط دلاری در صورت سرویسدهی به هواپیماهای ایرانی، عملاً به معنای بستهشدن تمامی دروازههای آسمانی جهان به روی ایران است. این تصمیم به معنای آن است که ناوگان هوایی کشور حتی در همسایگیهای منطقهای خود نیز زمینگیر خواهد شد. محاصره دریایی و زمینی سالهاست که اقتصاد ایران را فلج کرده، اما «محاصره هوایی» معنای جدیدی از حبس جغرافیایی و انسداد ارتباطی را به نمایش میگذارد.
نتیجهگیری
آنچه امروز بر آسمان ایران میگذرد، محصول یک شب نیست؛ نتیجه سالها حکمرانی ایدئولوژیک، بیتدبیری و هزینهتراشی از جیب ملت است. میراثی که در دوران شاهنشاهی آریامهر با دوراندیشی، سرمایهگذاری درست و اتصال به نبض اقتصاد جهانی بنا شده بود، قربانی سیستمی شد که مرزهای انزوا را روزبهروز تنگتر میکند. سقوط از آن «عرش» باشکوه به این «فرش» از محاصره و تباهی، گواهی است بر بهای سنگینی که ملتی بزرگ برای سلطه ناکارآمدان میپردازد؛ نسلی که حتی حق نگاه کردن به آسمان آزاد را نیز از دست داده است.
نویسنده: کیارش معنوی
