گاهی یک سخنرانی، بیش از آنکه تصویرگر قدرت یک حکومت باشد، فاصلهی آن حکومت با واقعیت را آشکار میکند.
۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور جمهوری اسلامی، در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک پشت تریبون رفت؛ تریبونی که قرار بود فرصتی برای ارائهی دیدگاه جمهوری اسلامی به جهان باشد.
اما آنچه بیش از همه جلب توجه کرد، تنها سخنان پزشکیان نبود؛ بلکه واکنشهایی بود که در سالن شکل گرفت.
با آغاز سخنرانی، نماینده ایالات متحده سالن را ترک کرد و هیأت اسرائیلی نیز در این سخنرانی حضور نداشت. بنابراین برخلاف برخی تصاویر و روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، نمیتوان گفت «تمام صندلیهای سازمان ملل در یک لحظه خالی شدند». اما همین خروج و غیبت، تصویری معنادار از فضای سیاسی حاکم بر این سخنرانی ایجاد کرد.
پزشکیان در سخنرانی خود بار دیگر بر روایت رسمی جمهوری اسلامی تأکید کرد؛ ایالات متحده و اسرائیل را متهم کرد، از تحریمها و فشارهای خارجی انتقاد کرد و جمهوری اسلامی را قربانی تروریسم معرفی کرد. او همچنین بر ادامه برنامه هستهای جمهوری اسلامی و مخالفت تهران با فشار نظامی و اقتصادی تأکید کرد.
اما در میان تمام این اتهامها، یک پرسش اساسی همچنان باقی میماند:
اگر جمهوری اسلامی خود را مدافع مردم ایران معرفی میکند، مسئولیت آنچه طی دهههای گذشته بر شهروندان ایران گذشته، بر عهده چه کسی است؟
وقتی حکومت، خودش را قربانی معرفی میکند
پزشکیان در سازمان ملل گفت جمهوری اسلامی قربانی تروریسم بوده است و اقدامات آمریکا و اسرائیل را هدف حمله قرار داد. این روایت، بخش اصلی پیام او به جامعه جهانی بود.
اما برای بسیاری از ایرانیان، پرسشهای دیگری مطرح است؛ پرسشهایی که نمیتوان آنها را صرفاً با یک سخنرانی دیپلماتیک کنار گذاشت:
چه کسی معترضان را بازداشت میکند؟
چه کسی آزادی بیان و تجمع را محدود میکند؟
چه کسی مخالفان و فعالان سیاسی و مدنی را بازداشت و محاکمه میکند؟
چه کسی برای معترضان و مخالفان احکام سنگین، از جمله مجازات اعدام، صادر میکند؟
و چه کسی باید درباره سرنوشت خانوادههایی پاسخگو باشد که عزیزانشان را در جریان اعتراضات و سرکوبها از دست دادهاند؟
این پرسشها صرفاً از سوی مخالفان جمهوری اسلامی مطرح نشدهاند. دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل در سال ۲۰۲۶ درباره گزارشهایی از بازداشتهای خودسرانه، ناپدیدشدن اجباری، شکنجه و بدرفتاری در جریان اعتراضات ایران و همچنین نگرانی درباره صدور احکام اعدام، از جمله پروندههایی که گفته شده بر مبنای اعترافات آلوده به شکنجه بودهاند، ابراز نگرانی کرده است.
بنابراین، هنگامی که نماینده جمهوری اسلامی در بزرگترین مجمع دیپلماتیک جهان از «قربانی بودن» حکومت سخن میگوید، یک پرسش اساسی همچنان پابرجاست:
صدای قربانیان داخل ایران کجاست؟
یک تریبون جهانی، اما یک روایت یکطرفه
سازمان ملل قرار است محلی برای شنیده شدن روایتهای مختلف باشد؛ اما یک سخنرانی نمیتواند همه روایتهای یک کشور را نمایندگی کند.
در حالی که پزشکیان از جایگاه ریاست جمهوری جمهوری اسلامی سخن میگفت، میلیونها ایرانی در داخل و خارج کشور روایت متفاوتی از زندگی تحت این حکومت دارند؛ روایتی که در آن آزادی، امنیت، حق اعتراض، آزادی بیان و آینده کشور همچنان موضوعات اصلی هستند.
شاید به همین دلیل است که مسئله فقط این نیست که چه کسی در سالن سازمان ملل نشست و چه کسی از سالن خارج شد.
مسئله این است که چه کسی واقعاً صدای مردم ایران را نمایندگی میکند؟
ایران با جمهوری اسلامی یکی نیست
یکی از مهمترین نکاتی که در تمام این بحثها نباید فراموش شود، یک حقیقت ساده است:
ایران با جمهوری اسلامی یکی نیست.
ایران یک حکومت نیست.
ایران یک ملت است.
یک سرزمین است.
یک تاریخ است.
یک فرهنگ است.
و مردمی است که حق دارند درباره آینده کشور خود تصمیم بگیرند.
جمهوری اسلامی ممکن است در سازمان ملل به نام ایران سخن بگوید، اما هیچ حکومتی نمیتواند برای همیشه میان نام «ایران» و واقعیت زندگی ایرانیان دیوار بکشد.
ایران بزرگتر از یک دولت است.
و ملت ایران بزرگتر از یک حکومت است.
صندلیهای خالی، مهمتر از آنچه پشت تریبون گفته شد؟
شاید مهمترین تصویر این رویداد، تعداد دقیق صندلیهای خالی نباشد.
تصویر مهمتر، شکافی است که میان روایت رسمی جمهوری اسلامی و پرسشهای میلیونها ایرانی وجود دارد.
جمهوری اسلامی میتواند در سازمان ملل سخنرانی کند.
میتواند از تحریمها انتقاد کند.
میتواند دیگر کشورها را متهم کند.
میتواند خود را قربانی معرفی کند.
اما یک سخنرانی نمیتواند واقعیتهای داخل ایران را پاک کند.
نمیتواند صدای خانوادههای دادخواه را حذف کند.
نمیتواند پرسشهای معترضان را از بین ببرد.
نمیتواند گذشته را تغییر دهد.
و نمیتواند آینده ایران را برای همیشه تعیین کند.
در نهایت، شاید سؤال اصلی این نباشد که چه تعداد صندلی خالی شد؛
بلکه این باشد که:
چه تعداد صدای ایرانی هنوز شنیده نشده است؟
صدای جوانانی که آزادی میخواهند.
صدای خانوادههایی که عدالت میخواهند.
صدای زنانی که حق انتخاب میخواهند.
و صدای ملتی که میخواهد درباره آینده خود تصمیم بگیرد.
ایران بزرگتر از یک حکومت است.
ملت ایران بزرگتر از یک دولت است.
پاینده ایران
جاوید شاه 👑
نویسنده: یاسمن نوابی
