ایران، این سرزمینِ کهن و پرگهر، امروز در یکی از تاریکترین و دهشتناکترین ادوارِ تاریخِ معاصرِ خود گرفتار شده است. آنچه امروز در فضای سیاسی و اجتماعی کشور میگذرد، تنها یک سلسله رخدادهای معمول نیست؛ بلکه زخمی عمیق و التیامناپذیر بر پیکرهی انسانیت است. رژیمی که با تکیه بر استبدادِ محض و سرکوبِ بیرحمانه، بقایِ لرزانِ خود را در گروِ ریختنِ خونِ جوانان، نخبگان و معترضان میبیند، بار دیگر ماشینِ کشتارِ خود را با شدتِ بیشتری به راه انداخته است.
تداومِ اعدامها؛ تیغِ تیزِ استبداد بر گلویِ آزادیخواهان
اعدامهای اخیر، بهویژه سرکوبِ خشونتبارِ معترضان در رخدادهای دیماه، نشاندهندهی وحشتِ عمیقِ حاکمیت از فریادِ حقطلبانهی ملتی است که دیگر سکوت را نمیشناسد. فرزندانِ این مرز و بوم، تنها به جرمِ خواستنِ ابتداییترین حقوقِ انسانی و اعتراض به وضعیتِ معیشتی و سیاسی، با احکامِ ناعادلانه در چرخهی جنایت گرفتار شدهاند.
این اعدامهای شتابزده، نه تنها در تضادِ کامل با اصولِ اولیه عدالت و حقوق بشر است، بلکه دهنکجیِ آشکار به ارادهی ملتی است که برای دستیابی به آزادی، بیمحابا به خیابان آمدهاند.
جنگافروزی و هزینهی آن بر دوشِ بیگناهان
متأسفانه، سایهی شومِ سیاستهای ماجراجویانه و تروریستیِ جمهوری اسلامی، محدود به مرزهای داخلی نمانده است. ایجادِ بحرانهای منطقهای و کشاندنِ آتشِ جنگ به جنوبِ کشور، تنها به معنایِ قربانی کردنِ جانهای بیگناهی است که ناخواسته در این گردابِ ساختگی گرفتار شدهاند.
از فجایعی که بر کودکان و نوجوانان رفته تا داغِ مادرانی که عزیزانشان را در پیِ سیاستهای ویرانگر از دست دادهاند، همه و همه پیامی روشن دارد: هزینهی این بیتدبیریها و بلندپروازیهای سیاسی را باید مردمِ ستمدیدهی ایران با خونِ خود بپردازند.
ما صدایِ بیصدایان هستیم: رسالتِ ما چیست؟
در برابر این حجم از سرکوب و بیعدالتی، سکوت به معنایِ همدستی است. ما، به عنوانِ وجدانهای بیدارِ جامعه، وظیفه داریم صدایِ کسانی باشیم که صدایشان در پشتِ دیوارهای بلندِ زندانها به بند کشیده شده است. هر اعدام، یک فاجعهی ملی است و هر صدایِ اعتراض، تیری بر پیکرهی لرزانِ استبداد.
- فشارِ جامعهی جهانی: نهادهای حقوقبشری باید با فریادِ متحدانهی ما و فشارِ افکار عمومی، تحتِ تأثیر قرار گیرند.
- افشاگری و مستندسازی: نباید اجازه دهیم ماشینِ کشتارِ رژیم در سایهی بیخبری به کارِ خود ادامه دهد.
- حفاظت از جانها: وظیفهی ما این است که سپری باشیم در برابرِ تیرهای سمیِ رژیمی که جوانانِ ما را هدف گرفته است.
فرجامِ سخن؛ وعدهی آزادی
تاریخ گواه خواهد داد که خونِ بیگناهان، پایههای هیچ استبدادی را استوار نکرده، بلکه همواره سیلابی بوده که کاخهای ظلم را در هم کوبیده است. راهِ آزادی، اگرچه پر از سنگلاخ و خونبار است، اما با همبستگی و ایستادگیِ ما پیمودنی است.
ما تا آخرین لحظه، تا آزادیِ آخرین زندانی و تا فروپاشیِ دستگاهِ اعدام و سرکوب، صدایِ این ملتِ مظلوم باقی خواهیم ماند. فرزندانِ ایران تنها نیستند؛ چرا که حقخواهی، حقیقتی است که هرگز از میان نخواهد رفت و در نهایت، پیروزی از آنِ ارادهی مردم است.
پاینده ایران
جاویدشاه
نویسنده: کیارش معنوی
