پرش به محتوا

تیرهای خلاص بر پیکر فرسوده دیکتاتوری: چرا سرکوب و اعدام دیگر ترس نمی‌آفریند؟

تاریخ جنبش‌های آزادی‌خواهی جهان همواره شاهد یک الگوی ثابت بوده است: حکومت‌های توتالیتر و ضد‌ملی، درست در زمانی که سایه سقوط را بر سر خود احساس می‌کنند، عریان‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین چهره خشونت را به نمایش می‌گذارند. رفتاری که این روزها از سوی حکومت ستمگر مشاهده می‌کنیم، دقیقاً مصداق همین سنت تاریخی است؛ تلاش برای بقا از طریق بازتولید ترس، در حالی که شالوده‌های قدرت آن از درون فروپاشیده است.

تداوم نسل‌کشی؛ از خیابان تا چوبه دار

آنچه در خیزش ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد، سند دیگری از استراتژی کشتار و ایجاد ترس و وحشت بود. فرزندان ایران که با دست خالی و تنها برای دفاع از نام و کیان «مام میهن» به خیابان‌ها آمدند، با مستقیم‌ترین شکل خشونت مواجه شدند؛ شلیک‌های کینه‌توزانه به سر و قلب، تیرهای خلاص در بیمارستان‌ها و بی‌رحمی بی‌حدی که تنها از نیروهای بیگانه با تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم برمی‌آید.

اما ماشین سرکوب به خیابان ختم نشد. جنایت دیروز در میدان علیخانی اصفهان و گرفتن جان دو جوان وطن، ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسین‌آبادی، در امتداد همان سیاست نسل‌کشی و انتقام‌جویی از ملتی است که دیگر زیر بار ظلم نمی‌رود. طناب‌های دار امروز، ادامه همان تیرهای مستقیمی است که دی‌ماه بر پیکر جنبش آزادی‌خواهی شلیک شد.

اصفهان؛ جو امنیتی و پاسخ دندان‌شکن مردم

پاسخ مردم شجاع اصفهان به این اعدام‌ها و حضور دوباره‌شان در خیابان‌ها با وجود گسیل نیروهای امنیتی و ایجاد فضای شدیداً پادگانی نشان داد که محاسبات دستگاه سرکوب تا چه حد اشتباه بوده است. حکومت تصور می‌کرد با برپا کردن دار اعدام در خیابان‌ها، آتش خشم جامعه را فرو خواهد نشاند؛ اما آنچه در میدان علیخانی و خیابان‌های اطراف گذشت، اثبات کرد که جو امنیتی تنها خاکستری است بر روی آتش زیر خاکستر.

وقتی ساختاری به پایان خط می‌رسد، ابزارهای کنترلی‌اش کارایی خود را از دست می‌دهند. سرکوب وحشیانه دیگر نه نشان‌دهنده «قدرت»، بلکه گواهی بر «عجز و هراس شدید» از فروپاشی است.

شکست استراتژی ترس: شجاعت به‌جای ارعاب، خشم به‌جای عقب‌نشینی

دهه‌ها تمرکز بر ایجاد ارعاب عمومی، امروزه اثر معکوس پیدا کرده است. فرمول قدیمی «سرکوب کن تا اطاعت کنند» فروپاشیده و جای خود را به معادله‌ای جدید داده است:

  • «هر یک نفر که می‌افتد، ده‌ها نفر شجاع‌تر و مصمم‌تر متولد می‌شوند.»

امروز جامعه ایران از مرحله ترس عبور کرده و به مرحله «خشم آگاهانه برای دادخواهی و آزادی» رسیده است. اعدام جوانان وطن نه تنها مردم را به خانه نکشانده، بلکه آن‌ها را در تصمیمی که برای پاکسازی کشور از لوث وجود این جنایتکاران گرفته‌اند، راسخ‌تر کرده است.

روز دادگاهی نزدیک است: آغاز کارزار سراسری شناسایی عاملان جنایت

صبح آزادی ایران بیش از هر زمان دیگری نزدیک است. اما دادخواهی و رسیدگی به جنایات، فردا شروع نمی‌شود؛ بلکه باید از همین امروز آغاز گردد. تمام کسانی که در این جانی‌گری‌ها دست داشته‌اند—از آمران و قاضیانی که حکم مرگ صادر می‌کنند، تا ضابطان، تیراندازان و نیروهای لباس‌شخصی که در خیابان‌ها به روی مردم آتش می‌گشایند—باید بدانند که هیچ جنایتی فراموش نخواهد شد و پشت نقاب‌ها و دژهای امنیتی پنهان نخواهند ماند.

این یک فراخوان عمومی برای تمامی مردم ایران است: از همین امروز، کارزار سراسری شناسایی و مستندسازی اسامی و تصاویر تمامی وابستگان و عاملان سرکوب را کلید بزنید. تمام کسانی که به هر نحوی با این دستگاه جنایت همکاری کرده‌اند، باید شناسایی شوند تا در روز دادگاه‌های عادلانه ایرانِ آزاد، راهی برای فرار از مجازات قانونی نداشته باشند.

این زمستان سیاه به پایان خواهد رسید، دادگاه‌های فردای ایرانِ آزاد برپا خواهند شد، و عدالت، پاسخی محکم به تمام خون‌های پاک ریخته‌شده بر وجب به وجب این خاک خواهد داد.

پاینده ایران
جاویدشاه

نویسنده: کیارش معنوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


بله خیر ناشناس