بازخوانی تاریخی رخداد ۲۸ امرداد، رستاخیز ملی و نقش واقعی محمد مصدق در انحراف منافع ملی ایران
تاریخ معاصر ایران، به ویژه در برهههای حساس سده اخیر، دستخوش تحریفها و روایتسازیهای جناحی فراوانی شده است. یکی از مهمترین این مقاطع، رخداد ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ و نقش محمد مصدق در قبال نظام پادشاهی و منافع بلندمدت ملت ایران است. سالها پروپاگاندای تبلیغاتی رژیم جمهوری اسلامی و گروههای چپگرا سعی کردهاند از مصدق چهرهای اسطورهای و «ملی» بسازند. اما تامل بر کارنامه سیاسی، تمایلات مذهبی-سیاسی و تحلیل حقوقی-اقتصادی اقدامات او نشان میدهد که تصمیمات مصدق نه تنها در راستای منافع ملی نبود، بلکه ضربهای مهلک به اقتصاد در حال رشد و حاکمیت ملی ایران وارد ساخت.

تناقض بنیادین مفهوم «ملیمذهبی»
یکی از ابهامات و تناقضات پررنگ در جبهه پیرامون مصدق، شکلگیری مفهوم و جریان «ملیمذهبی» است. ملیگرایی (ناسیونالیسم) بر پایه حفظ حاکمیت ملی، مرزها، هویت تاریخی و منافع واقعی تمام شهروندان فارغ از ایدئولوژی قرار دارد. در مقابل، ایدئولوژی مذهبی همواره منافع امت یا فراملی را بر مفاهیم ملی ارجح میداند و در بزنگاههای تاریخی، اصول ملی را قربانی فقه و احکام جناحی میسازد.
تجربه تاریخی — بهویژه آنچه پس از شورش ۱۳۵۷ و تسلط رژیم آخوندی بر ایران گذشت — اثبات کرد که پیوند میان ملیگرایی و مذهب یک تناقض آشکار (پارادوکس) است. دقیقاً همان خط فکری که مصدق پایهگذاری کرد و با مذهبیون و روحانیون وارد سازش شد، در نهایت بسترساز زیرسوال رفتن اصول ملی و به خطر افتادن کیان کشور توسط حکومت اسلامی گردید.
شعار ملی شدن نفت؛ ابزار سیاسی یا ضربه مهلک اقتصادی؟
عنوان «ملی شدن صنعت نفت» واژهای بسیار زیبا و جذاب به نظر میرسید، اما نگاهی واقعبینانه به شرایط تاریخی آن دوران، واقعیت دیگری را افشا میکند. در آن برهه، ایران پس از دوران قاجار با قراردادهای سنگین و بلندمدت با بریتانیا دستبهگریبان بود. شاهنشاه فقید، محمدرضا شاه پهلوی، با برنامهریزی دقیق در حال بازسازی اقتصاد کشور و تدوین استراتژیهای گامبهگام برای جلب حداکثر امتیازات نفتی و در نهایت کنترل کامل بر منابع کشور بود.
با این حال، لجاجتها و شتابزدگیهای بیمورد مصدق بدون در نظر گرفتن الزامات حقوق بینالملل و واقعیتهای بازار انرژی، موجب شد:
- فروش نفت ایران عملاً متوقف شود و کشور دچار تحریم و انسداد کامل اقتصادی گردد.
- ایران در دادگاهها و مراجع بینالمللی با پروندههای غرامت و جریمههای بسیار سنگین مواجه شود.
- در نهایت، نفت با هزینهای سنگینتر و تحت شرایطی سختتر دوباره دادوستد شود و جریمههای هنگفتی بر گرده اقتصاد نوزاد ایران بار گردد.
مصدق با بیتدبیری خود، رونق اقتصادی کشور را که تازه در حال اوجگیری بود، به تعطیلی کشاند و با ماجراجوییهای نادرست، هم نفت را از دست داد و هم جریمههای سنگین به کشور تحمیل کرد.
چهره واقعی مصدق در اسناد و روایات تاریخی
شخصیت و رفتار سیاسی مصدق، فارغ از شعارهای عوامپسند، دارای رفتارهای غیرحرفهای و بازیگریهای سیاسی فراوانی بود. شاهنشاه آریامهر در خاطرات و نوشتههای خود و همچنین بزرگانی که با مصدق از نزدیک در ارتباط بودند، چهره متفاوتی از او را تصویر کردهاند.
«دکتر مصدق در تغییر قیافه دادن مهارت خاصی دارد؛ یه موقع خود را به کری میزند، عصبانی میشود یا قاهقاه میخندد. حتی اگر بخواهد حالش بهم میخورد مریض میشود و غش میکند. روزی ایشان به من گفت: نخستوزیر مملکتی حقیر و بیچاره باید ضعیف و رنجور بنظر بیاید و ازین هنر در پیش بردن مقاصد سیاسی خود استفاده بکند.» (منبع: خواب آشفته نفت؛ ج ۲، ص ۸۸۶)
این سند تاریخی بهخوبی نشان میدهد که مصدق چگونه از ابزارهای نمایشی، مظلومنمایی و تمارض برای پیشبرد اهداف شخصی و جناحی خود بهره میجست و اداره امور مملکت را به کمدی-تراژدی سیاسی تبدیل کرده بود.
معیار بازشناختِ حوادث تاریخی: حمایت رژیم اسلامی از مصدق
یک قاعده کلی و تجربی در تاریخ معاصر ایران وجود دارد: هر نام یا جریان سیاسی که توسط رژیم جمهوری اسلامی بزرگداشته شود و مورد تمجید قرار گیرد، بدون شک برعکس آن حقیقت دارد.
چرا رژیم حاکم بر ایران همواره سعی در بزرگداشت مصدق و تطهیر اقدامات او دارد؟ پاسخ روشن است: مصدق دشمنی علنی با رژیم ملی شاهنشاهی داشت و با خودسریهایش، سعی در سرنگونی حکومت قانونی و تضعیف جایگاه شاهنشاه داشت. جمهوری اسلامی که دشمنی ذاتی با پهلوی و هویت شاهنشاهی ایران دارد، مصدق را به عنوان ابزاری ایدئولوژیک برای مشروعیتبخشی به اقدامات ضدپهلوی خود به کار میگیرد.
رستاخیز ملی یا کودتا؟ مغالطه نامگذاری
دستگاههای تبلیغاتی ضدایرانی و شورشیان با تحریف الفاظ، رخداد اصیل ۲۸ امرداد را «کودتا» نامیدند. اما سادهترین تحلیلهای سیاسی و حقوقی این ادعا را باطل میسازد:
کودتا چیست؟ کودتا جابهجایی قدرت یا تلاش برای سرنگونی حکومت از «پایین به بالا» (توسط نظامیان یا گروههای یاغی علیه حاکمیت مشروع) است.
در ۲۸ امرداد ۱۳۳۲، شاهنشاه طبق قانون اساسی مشروطه، فرمان عزل نخستوزیر (مصدق) را صادر کرده بود. مصدق با تمرد از فرمان قانونی پادشاه و انحلال غیرقانونی مجلس شورای ملی، خود مرتکب خروج از قانون و شبهکودتا شده بود. آنچه در ۲۸ امرداد رخ داد، قیام و رستاخیز ملی مردم ایران و ارتش شاهنشاهی برای حفظ قانون اساسی، حمایت از پادشاه قانونی کشور و نجات ایران از سقوط به دامن کمونیسم و نابودی بود.
نتیجهگیری
بررسی دقیق حقایق تاریخی نشان میدهد که محمد مصدق، نه یک قهرمان ملی، بلکه چهرهای ماجراجو، مظلومنما و زمینهساز تضعیف حاکمیت ملی ایران بود. اقدامات وی نه تنها باعث وارد آمدن خسارات جبرانناپذیر اقتصادی و حقوقی به صنعت نفت شد، بلکه راه را برای همپیمانی جریانهای چپ و مذهبی علیه تنها رژیم ملی و سازنده تاریخ معاصر ایران (پهلوی) هموار ساخت. ۲۸ امرداد، روز رستاخیز ملی و دفاع از کیان شاهنشاهی ایران در برابر انحراف و خیانت بود.
نویسنده: کیارش معنوی
