تاریخ جمهوری اسلامی همواره بر پایه یک پارادوکس بزرگ بنا شده است: در حالی که قدرت مطلق در دستان یک نفر متمرکز است، مسئولیتپذیری در این نظام همواره به سمت پلههای پایینتر، یعنی رؤسای جمهور «مترسکوار»، سرازیر میشود. ماجرای اخیر توافقنامه با ایالات متحده، بار دیگر این الگوی تکراری و مضحک را به نمایش گذاشت.
سنتِ «مقدس»ِ شانه خالی کردن

درست همانند دوران پدر، اکنون پسر در سایه قرار گرفته و با رویکردی که میتوان آن را «گردنگیری زیر صفر» نامید، از هرگونه پاسخگویی طفره میرود. انتشار بیانیهی اخیر که بدون حضور مستقیم و سخنرانی صریح رهبر «مقوایی» صورت گرفت، اوج استراتژی فرار به جلو است. جملات ابتدایی و دمدستی که در این بیانیه به کار رفته تا او وانمود کند «با وجود اختلافنظر، به مسئولیت رئیسجمهور اعتماد کرده است»، بیش از آنکه نشاندهنده تدبیر باشد، گواهی بر ترس از تبعات توافقی است که سرنوشتش در هالهای از ابهام قرار دارد.
مسعود پزشکیان، به عنوان رئیسجمهورِ بیاختیار، تنها مهرهای است که در این شطرنج سیاسی قربانی میشود تا تمام هزینههای شکست احتمالی این توافق به نام او نوشته شود. این سبکِ بازی، سالهاست که بخشی از دیانای سیاسی خاندان حاکم شده است.
توهمِ «ارزشیهای نادان»
در این میان، آنچه بیش از هر چیز حیرتآور است، جهلِ خودخواسته بدنه «ارزشی» و تندروهای آخرالزمانی نظام است. آنها که هنوز در پیلهی توهمات ایدئولوژیک خود گرفتارند، چنان در انکارِ واقعیت غرق شدهاند که حاضر نیستند حقیقتِ عریان را بپذیرند.
همه، حتی به قول معروف «مرغ پخته»، میدانند که در ساختار جمهوری اسلامی، تصمیمگیرندهی نهایی تنها یک نفر است و بدون ارادهی او، حتی آبی هم در این کشور تکان نمیخورد. با این حال، طرفداران دوآتشهی نظام ترجیح میدهند با تکیه بر پروپاگاندا، خود را به نادانی بزنند و در برابر نمایشهای پوچِ «مسئولیتپذیری»، خوار و خفیف شوند. آنها به جای تحلیل واقعگرایانه، در گردابِ باورهای پوسیدهای دستوپا میزنند که تنها نتیجهاش تداوم ذلت است.
فرجامِ توافق و طنینِ آزادی
باید با صراحت گفت: این توافقنامه، راه به جایی نخواهد برد. تکرارِ سیاستهای شکستخورده با همان بازیگرانِ در سایه، تغییری در سرنوشتِ محتوم این حکومت ایجاد نمیکند. این توافقات، تنها مُسکنهایی موقت برای رژیمی است که از درون دچار فروپاشی شده است.
نکته پایانی و قطعی این است که آنکه در نهایت سقوطِ نهایی این سیستم را امضا خواهد کرد، نه در اتاقهای تاریکِ قدرت، بلکه در خیابانهای ایران و توسط مردمِ آزادیخواه ایران رقم خواهد خورد. حقیقت این است که سرنوشت این سرزمین، دیگر در دستِ رهبرانِ مقوایی و مترسکهای سیاسی نیست؛ چرا که ارادهی جمعی برای آزادی، قدرتمندتر از هر توافقِ پشتپردهای است.
کیارش معنوی
