پرش به محتوا

چرا فدرالیسم نسخه‌ای خطا برای یکپارچگی ایران است؟

برخی در دفاع از نظام‌های سیاسی نوین مدعی می‌شوند که فدرالیسم به معنای تفکیک قومی یا زبانی نیست؛ بلکه آن را الگویی برای حکمرانی غیرمتمرکز می‌دانند که باید بر پایه ظرفیت‌ها و نیازهای استان‌ها و مناطق، در چارچوب یک کشور یکپارچه شکل بگیرد. حامیان این تفکر بر این باورند که هدف از این ساختار، رسیدن به کمترین مخرج مشترک و کمک به پیشرفت کل کشور از طریق شکوفایی ظرفیت‌های منطقه‌ای است و ادعا می‌کنند که فدرالیسم با پادشاهی پارلمانی نیز کاملاً سازگار است. اما نگاهی عمیق به ریشه‌های تاریخی، بافت اجتماعی و الزامات امنیت ملی ایران نشان می‌دهد که این گزاره‌ها در عمل خطای راهبردی بزرگی محسوب می‌شوند و قیاس ایران با کشورهایی که ساختار فدرال دارند، از اساس با واقعیت‌های تاریخی در تضاد است.

۱. خطای قیاس تاریخی؛ چرا آلمان و آمریکا الگوی ایران نیستند؟

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات حامیان فدرالیسم، مقایسه ساختار ایران با کشورهایی چون آلمان یا ایالات متحده آمریکا است.

  • آلمان؛ برخلاف ایران، هرگز یک «دولت‌ملت» پیوسته با تاریخ متمرکز نبوده است. آلمان مدرن در قرن نوزدهم حاصل به هم پیوستن پادشاهی‌ها، دوک‌نشین‌ها و سرزمین‌های مستقل و پراکنده‌ای (مانند پروس، بایرن و ساکسونی) بود که هر یک سال‌ها هویت و مرزهای مجزا داشتند. سیستم فدرال در آلمان پاسخی اجتناب‌ناپذیر برای گرد هم آوردن این ایالت‌های مستقلِ ازپیش‌جدا بود.
  • ایالات متحده آمریکا؛ کشوری نسبتاً نوین و مهاجرنشین است که اصلاً پیشینه یک «دولت‌ملت» باستانی را نداشته است. آمریکا از ابتدا مجموعه‌ای از ایالت‌های خودمتکی بود که برای تشکیل یک اتحادیه سیاسی با یکدیگر پیمان بستند.در نقطه مقابل، ایران یک «دولت‌ملت» کهن، پیوسته و تاریخی است که هزاره‌ها با مرزهای مشخص و فرهنگی درهم‌تنیده زندگی کرده است. تحمیل ساختار فدرال به چنین سرزمین یگانه‌ای، به جای توسعه، به معنی گسیختن شیرازه‌ی پیوندهای ملی است.

۲. توهم تمرکززدایی و تناقض با پادشاهی پارلمانی

ادعای اینکه فدرالیسم تنها یک الگوی غیرمتمرکز برای شکوفایی مناطق است، با واقعیت حقوقی این سیستم در تضاد است. فدرالیسم در ذات خود به معنای تقسیم حاکمیت و ایجاد واحدهای خودمحور سیاسی و حقوقی است. از سوی دیگر، این ادعا که فدرالیسم با پادشاهی پارلمانی کاملاً سازگار است، در بستر ایران یک تناقض ویرانگر به شمار می‌رود. پادشاهی پارلمانی در یک کشور باستانی برای حفظ ثبات نیازمند یکپارچگی قدرت و تمرکز مظهر وحدت ملی است. ایجاد پارلمان‌ها و دولت‌های محلیِ موازی، کشور را به میدان مناقشات دائمی، باج‌خواهی‌های سیاسی و بحران‌های بی‌ثبات‌کننده تبدیل می‌کند.

۳. خطر ظهور پرچم‌های متکثر و بحران تجزیه‌طلبی

بزرگ‌ترین پیامد خطرناکِ طرح مباحث فدرالی در ایران، گشودن راه برای جریان‌های واگرا است. وقتی قدرت در قالب دولت‌های منطقه‌ای تقسیم شود، دیری نمی‌پاید که به بهانه‌های گوناگون، شاهد ظهور پرچم‌ها، نمادها و هنجارهای متکثر و تجزیه‌طلبانه در گوشه‌وکنار کشور خواهیم بود. در طول تاریخ کهن ایران، اداره امور با استانداران و مدیران دل‌سوز و میهن‌پرستی سامان یافته که با نگاه به منافع ملی سراسری خدمت کرده‌اند، نه با حکومت‌های محلی مجزا.

تاریخ و هویت ایران بر پایه یگانگی و پیوستگی استوار است. حفظ این آب‌وخاک با ارزش‌های وحدت ملی، تقویت شایسته‌سالاری و یکپارچگی سرزمینی میسر است، نه با الگوبرداری‌های ساختاری و جغرافیایی که شیرازه‌ی همبستگی ملی را از هم می‌گسلند.

ما ایرانیان، یک ملت واحدیم و بس.

نویسنده: کیارش معنوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


بله خیر ناشناس