در سپهر سیاسی خاورمیانه، مواضع بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در قبال جمهوری اسلامی نه یک چرخش تاکتیکی، بلکه تداوم استراتژی کلانی است که از ابتدای تقابلهای اخیر از نبردهای ۱۲ روزه تا ۴۰ روزه بر آن تأکید داشته است: «بقای رژیم جمهوری اسلامی، تهدیدی وجودی برای امنیت منطقه و مانعی بزرگ در برابر ارادهی ملت ایران است.»
پیامِ ایستادگی در میانِ تردیدهای دیپلماتیک
اظهارات اخیر نتانیاهو مبنی بر لزوم یاری رساندن به مردم ایران برای سرنگونی این رژیم، فراتر از یک سخنرانی دیپلماتیک، پیامی نمادین و استراتژیک است. برای ملت ایران، این سخنان سیگنالی است به آنهایی که در سالهای سخت دیماه، با وجود آگاهی از بهای سنگین جانی، به خیابانها آمدند و نشان دادند که تسلیمناپذیرند. این پیام به ایرانیان یادآوری میکند که مبارزهی آنان از چشمِ بازیگرانِ کلیدیِ نظام بینالملل دور نمانده و جبههای در جهان وجود دارد که پیوند میان منافع ملی اسرائیل و آزادیخواهی مردم ایران را درک کرده است.
تقابل با رویکردِ «مماشات» و سودایِ مذاکره
این موضعگیریِ صریحِ نتانیاهو، یک پیامِ هشدارآمیز و آشکار نیز به ایالات متحده و شخص دونالد ترامپ است. در حالی که برخی جریانها در واشنگتن با تصورِ توافق با نسلِ بعدیِ حاکمانِ فعلی، سودایِ دیدار و معامله با وارثانِ سرکوب را در سر میپرورانند، نتانیاهو با هوشمندی بر این حقیقت تأکید میورزد که ماهیت این رژیم «تغییرناپذیر» است.
به تعبیر رضا شاه دوم، «ژنِ این رژیم خراب است» و تلاش برای توافق با کسانی که دستشان به خون هزاران بیگناه آلوده است، نه تنها راه به جایی نمیبرد، بلکه تنها به تقویت ماشین سرکوب میانجامد. نتانیاهو با این سخنان، واشنگتن را در برابر یک انتخاب سخت قرار داده است: آیا میخواهید با جنایتکارانِ تاریخِ معاصر ایران معامله کنید، یا با ملتی که برای بازپسگیری حقِ حاکمیت خویش برخاسته است؟
تقدیر و عاملیت؛ ملت ایران، پیشرانِ آزادی
حقیقتِ بنیادین که باید در مرکز این تحلیل قرار گیرد، این است: آزادی ایران، بیش از هر چیز، متکی به ارادهی پولادینِ ملت ایران است. اگرچه همراهیِ قدرتهای جهانی میتواند هزینههای انسانیِ این گذارِ بزرگ را به حداقل برساند و فرآیند سقوط «هیتلرِ زمانه» را تسریع کند، اما تاریخِ مبارزاتِ خیابانی در ۱۸ و ۱۹ دیماه نشان داد که مردم ایران، چه با حمایتِ قدرتهای خارجی و چه بدون آن، از مسیرِ رهایی بازنخواهند گشت.
ملت ایران جان خود را در کف دست گرفت، سر خم نکرد و نشان داد که برای بازگرداندن ایران به جایگاهِ شایستهی خود، عزم جزم کرده است. پادشاهی و آزادی، نه یک شعار، بلکه یک مطالبهی تاریخی است که با هیچ توافقی در اتاقهای دربسته، تغییر نخواهد کرد.
نتیجهگیری: فرصتی برای همسویی در جهتِ خیر
اکنون منافع ملی اسرائیل با آرمانِ آزادیخواهانِ ایران در نقطهای حساس تلاقی کرده است. این فرصتی تاریخی است تا غرب از خطایِ استراتژیکِ مماشات با رژیمِ منحوس اسلامی دست بردارد. اگر آمریکا و اسرائیل در سمتِ درستِ تاریخ قرار گیرند، آزادی ایران با کمترین هزینه و در سریعترین زمان ممکن محقق خواهد شد؛ اما اگر غیر از این باشد، قطارِ تاریخ متوقف نخواهد شد. ملت ایران، با عبور از تمامیِ موانع، ایران را از وجودِ این رژیم منحوس پاک خواهد کرد و روزی که پرچمِ آزادی بر فرازِ ایران برافراشته شود، تاریخ قضاوت خواهد کرد که چه کسانی در کنارِ مردم ایستادند و چه کسانی در توهمِ معامله با خونخواران ماندند.
آینده، از آنِ ایرانِ آزاد است؛ این یک تقدیرِ ناگزیر است.
پاینده ایران
جاوید شاه

با درود و سپاس، آرزوی موفقیت برای شما و همکاران تان دارم.
من نظام شاهنشاهی را مناسبترین سیستم برای ایران عزیزمون میدانم.
پاینده ایران و ایرانی، جاوید شاه 👑❤️
سپاس از پیام شما هم میهن، این مجموعه هم با شما هم دیدگاه است و پادشاهی پهلوی را بهترین گزینه برای ایران میداند.