اعدام علنی ابوالفضل سپاهی بجدنی و امیرحسین صفری حسینآبادی در اصفهان، تنها یک پرونده دیگر در کارنامه سنگین اعدامهای جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه یادآور این واقعیت تلخ است که مجازات اعدام در جمهوری اسلامی، سالهاست از یک ابزار قضایی به ابزاری برای ایجاد رعب و خاموش کردن صدای معترضان تبدیل شده است.
در رأس این دستگاه، غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی قرار دارد؛ نهادی که بارها از سوی سازمان ملل و نهادهای بینالمللی حقوق بشر به دلیل نقض دادرسی عادلانه، اعترافات اجباری، نبود استقلال قضایی و استفاده گسترده از مجازات اعدام مورد انتقاد قرار گرفته است.
عدالت یا انتقام سیاسی؟
ابوالفضل سپاهی بجدنی و امیرحسین صفری حسینآبادی پس از اعتراضات دیماه در اصفهان بازداشت و در نهایت در همان میدانی که اعتراضات مردمی شکل گرفته بود، به صورت علنی اعدام شدند.
سازمانهای حقوق بشری گزارش دادهاند که روند رسیدگی به پرونده این دو جوان با ابهامات فراوانی همراه بوده است؛ از جمله ادعاهایی درباره اعترافات اجباری، دسترسی محدود به وکیل و روندی که با معیارهای شناختهشده دادرسی عادلانه همخوانی نداشته است.
فارغ از اتهاماتی که علیه هر فرد مطرح میشود، اصل بنیادین عدالت این است که هر متهم حق برخورداری از یک دادگاه مستقل، شفاف و منصفانه را داشته باشد. هنگامی که این اصول نادیده گرفته میشوند، مشروعیت هر حکمی نیز زیر سؤال میرود.
نقش محسنی اژهای
محسنی اژهای تنها یک مقام اداری نیست؛ او رئیس نهادی است که مسئولیت اجرای احکام اعدام صادرشده توسط دادگاههای جمهوری اسلامی را بر عهده دارد.
در سالهای اخیر، او بارها بر برخورد سریع و قاطع با معترضان تأکید کرده و منتقدان معتقدند این رویکرد، قوه قضائیه را از نهادی برای اجرای عدالت، به ابزاری برای حفظ قدرت سیاسی تبدیل کرده است.
اما مسئله تنها به یک فرد محدود نمیشود.
جمهوری اسلامی؛ نظامی که بر ترس حکومت میکند
سالهاست که جمهوری اسلامی برای مهار اعتراضات مردمی، از بازداشتهای گسترده، زندان، شکنجه و اعدام استفاده میکند.
گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که همزمان با افزایش اعتراضات، تعداد اعدامها نیز افزایش یافته است. فعالان حقوق بشر بارها نسبت به اعترافات اجباری، شکنجه زندانیان و صدور احکام سنگین بدون رعایت استانداردهای حقوقی هشدار دادهاند.
به باور بسیاری از منتقدان، هدف از این اعدامها تنها مجازات چند نفر نیست؛ بلکه ارسال این پیام به میلیونها ایرانی است که هرگونه اعتراض میتواند بهای سنگینی داشته باشد.
آنها فقط دو نام نبودند
ابوالفضل سپاهی بجدنی و امیرحسین صفری حسینآبادی، پیش از هر چیز، دو جوان ایرانی بودند؛ فرزند، دوست و عضوی از نسلی که خواهان آیندهای آزادتر و باکرامتتر است.
تصویری که پس از اعدام ابوالفضل منتشر شد و او را با دستان بسته اما لبخندی بر لب نشان میدهد، برای بسیاری از ایرانیان به نمادی از ایستادگی در برابر سرکوب تبدیل شده است. تصویری که یادآور این حقیقت است که حتی در آخرین لحظات زندگی نیز میتوان کرامت انسانی را حفظ کرد.
جهان نباید سکوت کند
اجرای احکام اعدام پس از روندهایی که ناظران مستقل آن را فاقد استانداردهای دادرسی عادلانه میدانند، نگرانیهای جدی حقوق بشری را به همراه داشته است.
جامعه جهانی، دولتهای دموکراتیک و سازمانهای مدافع حقوق بشر بارها از جمهوری اسلامی خواستهاند که اجرای احکام اعدام، بهویژه در پروندههای مرتبط با اعتراضات، را متوقف کرده و به تعهدات بینالمللی خود در زمینه حقوق بشر پایبند باشد.
تاریخ بارها نشان داده است که حکومتها ممکن است برای مدتی با ترس حکومت کنند، اما هیچ حکومتی نتوانسته برای همیشه خواست مردم برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی را سرکوب کند.
برای بسیاری از ایرانیان، نام ابوالفضل سپاهی بجدنی و امیرحسین صفری حسینآبادی تنها یادآور دو اعدام نیست؛ بلکه نماد نسلی است که با وجود همه فشارها، همچنان برای آیندهای آزاد و ایرانی آباد ایستادگی میکند.
نویسنده: یاسمین نوابی
