پرش به محتوا

ایران، قربانیِ ایدئولوژی: پرده‌برداری از دروغ بزرگِ «جنگ‌طلبی»

در روزهای اخیر، با تشدید حملات اسرائیل به مواضع حزب‌الله در لبنان و هدف قرار گرفتن بیروت، بار دیگر شاهد هستیم که جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران، چگونه سرنوشت و زیرساخت‌های کشورمان را به گروگان گرفته‌اند. این بار نیز، طبق روالِ همیشگیِ سیاست‌های ضدملی این رژیم، آنچه در حال قربانی شدن است، نه منافع ایران و امنیت مردم آن، بلکه بقای یک گروه نیابتی است که موجودیتش جز خسران، تحریم و انزوا برای مملکت ما چیزی به همراه نداشته است.

دامی که نظام برای خودش و کشور پهن کرد:

نتانیاهو با هوشمندیِ راهبردی در مدیریتِ تنش، جمهوری اسلامی را در دامی انداخت که حاکمیت با آغوش باز به استقبال آن رفت. وقتی اسرائیل تصمیم به برچیدن کامل بساط حزب‌الله گرفت، سران جمهوری اسلامی در مواجهه با این حقیقت که بازوی اصلی منطقه‌ای‌شان در حال فروپاشی است، تاب نیاورده و بار دیگر با دخالت‌های مستقیم و تنش‌زای خود، ایران را در معرض واکنش‌های نظامی قرار دادند. هدف قرار گرفتن تأسیسات حیاتی نظیر «پتروشیمی کارون» در ماهشهر، گواهی روشن بر این مدعاست که برای سپاه پاسداران، حفظ امنیت حزب‌الله بسیار حیاتی‌تر از امنیتِ اقتصاد و جان مردم ایران است.

این نظام، ایران را نه یک کشور مستقل، بلکه به عنوان یک «سپر انسانی» برای بقای ایدئولوژی‌های فرامرزی‌اش تعریف کرده است.

وقاحت در فریب افکار عمومی

نکته مضحک و در عین حال جنایتکارانه در این میان، بازی تبلیغاتیِ جمهوری اسلامی و جریان‌های همسوی آن‌هاست. همان‌هایی که تا دیروز با انگ زدن به اپوزیسیونِ میهن‌پرست، آن‌ها را به «جنگ‌طلبی» متهم می‌کردند تا فشار را از روی مقاماتِ فاسدِ جمهوری اسلامی و رهبرِ وقتِ آن بردارند، اکنون کجا هستند؟

این مدعیانِ دروغینِ «میهن‌پرستی» که همواره نگران زیرساخت‌های کشور بودند، چرا امروز در برابر تصمیمات فاجعه‌بار سپاه پاسداران که مستقیماً موجب کشیده شدن پای جنگ به خاک ایران شده است، سکوت پیشه کرده‌اند؟ چرا از «عزیزانِ سپاهیِ» خود نمی‌پرسند که به چه حقی منافع حزب‌الله را بر امنیتِ میلیون‌ها ایرانی ترجیح داده و کشور را درگیر جنگی کرده‌اند که هیچ نفعی برای این مرز و بوم ندارد؟

این افراد یا از سرِ نادانیِ محض، در دامِ پروپاگاندای رژیم گرفتار شده‌اند و یا با خودشیفتگی تمام، نقابِ ملی‌گرایی بر چهره زده‌اند تا ماهیتِ ضدملیِ حاکمیت را بپوشانند. واقعیت این است که این‌بار هم مانند دفعات گذشته، دستورِ درگیری و ماجراجویی از اتاق‌های فکرِ همان رژیمِ ننگین صادر شده است؛ رژیمی که برای بقای خود، از ویرانیِ ایران ابایی ندارد.

نتیجه‌گیری: عامل اصلی ویرانی کیست؟

امروز برای همگان عیان شده است که تمامی این جنگ‌ها، تهدیدها و ویرانی‌ها، تنها یک باعث و بانی مشخص دارد: «جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران». آن‌ها استادِ «مته به خشخاش گذاشتن» و فرافکنی هستند؛ خود آتش را می‌افروزند و وقتی شعله‌ها به زیرساخت‌های ایران می‌رسد، فریادِ «وا مصیبتا» سر می‌دهند و تقصیر را گردنِ منتقدان و اپوزیسیون می‌اندازند.

دامی که نتانیاهو برای آن‌ها پهن کرد، تنها یک حقیقت را بیش از پیش عریان کرد: ماهیتِ سرسپرده‌ی این حاکمیت به جریان‌های نیابتی. کسانی که با ادعایِ نگران بودن برای زیرساخت‌ها، سعی در خاموش کردن صدایِ مخالفان داشتند، امروز با سکوت‌شان در برابر نابودیِ همان زیرساخت‌ها به دستِ سپاه، ثابت کردند که نه میهن‌پرست، بلکه تنها پیاده‌نظامِ فکریِ رژیمی هستند که ایران و ایرانی را هیچ‌گاه ندیده است.

ایران دیگر تابِ این بازی‌های حقیرانه را ندارد. هر انفجاری که در خاک ما رخ می‌دهد، سندی است بر این که تا زمانی که این ایدئولوژیِ مخرب بر مسند قدرت است، ایران روی امنیت و آرامش را نخواهد دید. زمان آن رسیده است که نقاب از چهره‌ی این مدعیانِ دروغین برداشته شود و فریاد زد که عاملِ اصلیِ این جنگ‌ها، نه بیرون از مرزها، که در داخلِ همین ساختمان‌های قدرت در تهران است.

رهایی از این‌همه ویرانی و جنگ، کمک به مردم آزادی‌خواه ایران برای به سرانجام رساندن کار نیمه‌تمام است؛ براندازی این رژیم جنگ‌طلب، فاسد، جنایتکار و کودک‌کش و آزادی ایران. آن‌وقت است که هم ایران و هم مردمش و هم منطقه در امان خواهند بود و دنیا جای زیباتری برای زندگی خواهد شد.

نویسنده: کیارش معنوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *