مقدمه: ضرورت انسجام در بزنگاه تاریخی
در مسیر پرفراز و نشیب مبارزه برای آزادی ایران، عبور از سد جمهوری اسلامی نیازمند بیش از هر چیز، «انسجام درونی» و «اعتماد متقابل» است. در شرایطی که رژیم با تمام توان به دنبال ایجاد شکاف و ترویج ناامیدی است، متأسفانه شاهدیم که برخی جریانها با حملات سازمانیافته به اطرافیان و تیم مشاوران رضا شاه دوم، سعی در تضعیف جایگاه ایشان دارند. این رویه، نه تنها مانعی در برابر مبارزه است، بلکه در بسیاری از موارد نشان از نفوذ عوامل جمهوری اسلامی برای ایجاد تفرقه دارد.
۱. پروژه نفوذ و سناریوی «مهرهسوزی»
اظهارات اخیر رضا شاه دوم، یک اتمام حجت صریح با جریاناتی است که دانسته یا ندانسته در پازل جمهوری اسلامی بازی میکنند. این گروهها با متهم کردن اطرافیان رضا شاه دوم به نفوذ یا تصمیمسازیهای نادرست، در واقع به دنبال القای یک تصویر کاذب از ایشان هستند؛ تصویری از یک رهبر که «اسیر دستان اطرافیان» است. این استراتژیِ قدیمیِ «تفرقه بینداز و حکومت کن» است که با هدفِ «بیاعتبار کردن مشاورانِ امین» برای منزوی کردن رهبری طراحی شده است. کسانی که این مسیر را دنبال میکنند، باید بدانند که رضا شاه دوم از این بازیهای تخریبی آگاه است و این حملات، ذرهای در عزم ایشان برای تکیه بر یاران وفادارش خللی ایجاد نخواهد کرد.
۲. نقد یا تخریب؟ احترام به درایتِ پادشاه قانونی ایران
باید پرسید منتقدانِ تندرو چه چیزی را هدف گرفتهاند؟ وقتی به تیمی که مورد اعتمادِ رضا شاه دوم قرار دارد توهین میشود، پیش از هر چیز، حرمتِ جایگاه ایشان به عنوان فرزندِ فقیدِ شاهنشاه آریامهر و شاه قانونی ایران خدشهدار میشود. ایشان نه تنها یک رهبر سیاسی، بلکه نمادِ تداومِ تاریخی و حاکمیتِ مشروعِ ملت ایران هستند. کسانی که با نادیده گرفتنِ درایتِ ایشان، سعی دارند القا کنند که ایشان «اسیرِ تصمیماتِ اطرافیان» هستند، در واقع به هوشِ سیاسی و قدرتِ تشخیصِ رهبرِ قانونی خود توهین میکنند. کسی که وارثِ تاج و تختِ ایران است، به خوبی قدرتِ تمیز دادنِ خیر و شر و انتخابِ کارگزارانِ لایق را دارد؛ و کسانی که با گستاخیِ تمام، تصمیماتِ ایشان را زیر سؤال میبرند، نه تنها به روندِ پیروزی کمکی نمیکنند، بلکه با عبور از حدودِ ادب و احترام، سد راهِ یکپارچگیِ جبهه ملی میشوند.
۳. پیوند ناگسستنی: رهبری و بدنه اجتماعی
رابطه رضا شاه دوم با تیم همراهش، یک رابطه مبتنی بر اعتماد متقابل و همافزایی است. وقتی رضا شاه دوم قاطعانه از تیم خود دفاع میکند، این نشاندهنده بلوغ سیاسی ایشان در حفاظت از سرمایههای انسانیِ جنبش است. هواداران راستین این مسیر نیز باید بدانند که اطاعت و اعتماد، دو روی یک سکه هستند. ما که خود را سرباز ایشان میدانیم، ایمان داریم که برای رسیدن به پیروزی بزرگ علیه جمهوری اسلامی و آزادی ایرانمان، باید تنها به درایتِ ایشان اعتماد کنیم و در مسیرِ ترسیمشده توسط ایشان، بدون تردید و حاشیه حرکت کنیم.
۴. اتمام حجت: هزینهی سنگینِ تفرقهافکنی
پیام اخیر رضا شاه دوم، مرزبندی دقیق میان «مخالفِ برانداز» و «عاملِ تفرقهانداز» است. دیگر نمیتوان با نقابِ دلسوزی به تیم ایشان حمله کرد و در عین حال ادعای سربازی برای ایران را داشت. کسانی که فکر میکنند با این حملات، پاداشی از سوی تاریخ دریافت خواهند کرد، در اشتباهاند. تاریخ به یاد خواهد داشت که چه کسانی در لحظات حساس مبارزه، به جای شلیک به دشمن، به جبهه خودی شلیک کردند. باید بدانند که این تیم و شخصِ رضا شاه دوم، بر سرِ پیمانِ خود با ملت ایستادهاند و هیچ فشاری از سوی دشمنان یا فریبخوردگان داخلی، آنها را از این مسیرِ مقدس بازنخواهد داشت.
نتیجهگیری: عبور از «من» برای رسیدن به «ایران»
زمان آن فرا رسیده است که هواداران و فعالان سیاسی، از مرحله نقدهای حاشیهای و تفرقهافکن عبور کنند. سربازی برای ایران یعنی اعتماد به فرماندهی و حمایت از تیمِ عملیاتی رضا شاه دوم. پیروزی بر جمهوری اسلامی، جز با یکپارچگی زیر چترِ رهبری که مورد اعتمادِ اکثریت مردم است، ممکن نخواهد شد. ما متعهد به اطاعت از ایشان هستیم تا در نهایت، با وحدتِ کلمه، ایرانِ عزیزمان را از بندِ استبداد برهانیم و فردایی روشن را برای میهنمان رقم بزنیم.
