پرش به محتوا

​شکوه بی‌پایان پادشاهی ایران: از میراث کوروش تا رستاخیز رضاشاه دوم

کیارش معنوی *- نهاد پادشاهی در ایران، صرفا یک مدل حکومتی نیست؛ بلکه شیرازه‌ی وجودی یک ملت و ستون فقرات تمدنی است که فراز و نشیب‌های هزاره‌ها را تاب آورده است. از سپیده‌دم تاریخ و منشور آزادی‌بخش کوروش بزرگ، تا اقتدار تمدن‌ساز داریوش و خشایارشاه، «شاه» در ایران همواره نماد وحدت ملی، پاسدار مرزها و معمار پیشرفت بوده است. این سنت شکوهمند که در دوران پهلوی توسط رضاشاه بزرگ (پدر ایران نوین) و محمدرضا شاه، شاهنشاه آریامهر به اوج شکوفایی و عظمت رسید، نه با تندباد حادثه از بین رفتنی است و نه با کینه‌توزی‌ها فراموش‌شدنی.

پایان عقده‌ی پهلوی و رستاخیز شعارهای ملی
​امروز، پس از نزدیک به نیم قرن دروغ و تبلیغات، آنچه شاهدش هستیم «پایان عقده‌ی پهلوی» است. نسلی که امروز در خیابان‌های ایران در برابر گلوله‌ها سینه سپر می‌کند، با فریادهای خود بر تمام دروغ‌های تاریخی خط بطلان کشیده است. طنین شعار حماسی «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» توسط میلیون‌ها نفر در جای‌جای ایران و کوچه‌پس‌کوچه‌های شهرها، نشان از عزمی جزم برای بازپس‌گیری هویت ملی دارد. فریاد «جاوید شاه» که امروز از حنجره‌ی جوانان دهه هشتادی و نودی شنیده می‌شود، لرزه بر اندام کسانی انداخته است که گمان می‌کردند با تخریب و سانسور می‌توانند ریشه ی پادشاهی را بخشکانند. مردم با شعار «ای شاه ایران، برگرد به ایران» ثابت کردند که این پیوند، پیوندی خونی و ابدی است.

حضور در پارلمان آلمان: اقتدار ملی در برابر تزویر مدعیان دموکراسی
​حضور شاهزاده رضا پهلوی در پارلمان آلمان و سخنان ایشان در جمع دولتمردان آلمانی و اروپایی، نقطه‌ی عطفی در دیپلماسی مقاومت ایران بود. ایشان نه بعنوان یک مخالف معمولی، بلکه از موضع قدرت و به نمایندگی از اراده‌ی قاطع ملت ایران سخن گفتند.
​ایشان با صراحتی بی‌سابقه خطاب به دولتمردان آلمان و اروپا فرمودند: «تا به کی می‌خواهید به سیاست شکست‌خورده‌ی مماشات با رژیم ننگین اسلامی ادامه دهید؟» ایشان به درستی از دولت‌هایی انتقاد کردند که ادعای دموکراسی و حقوق بشرشان گوش فلک را کر کرده است، اما در عمل، چیزی کاملا متفاوت را ثابت کرده‌اند. در حالی که مردم ایران در «انقلاب شیر و خورشید» با بیش از ۴۰ هزار کشته و زخمی، قطعی بیش از ۵۰ روزه‌ی اینترنت و اعدام‌های وحشیانه، بهای آزادی را می‌پردازند، این برخورد دوگانه‌ی غرب چیزی جز خیانت به ارزش‌های انسانی نیست.

خبرنگاران چپ‌زده: تخریب تنها آلترناتیو نجات ایران
​در این میان، برخورد تمامی ۱۵۰ نفر خبرنگار حاضر، پرده از کینه‌ای ۴۷ ساله برداشت. این رسانه‌ها در برابر مردی ایستاده‌اند که ۴۷ سال تمام زندگی‌اش را فدای مردم و میهنش کرده و همواره تأیید کرده است که حرف آخر را باید مردم در پای صندوق آزاد رأی بزنند.
​این مدعیانِ دموکراسی به جای قدردانی از تنها راه نجات و جایگزینی که اکثریت قاطع مردم پشتیبان او هستند، تمام توان خود را صرف تخریب ایشان کردند. آنها با دروغ‌های تکراری، سعی در سیاه‌نمایی دوران شاهنشاه آریامهر داشتند؛ اما حقیقتِ پیشرفت و شکوه دوران پهلوی در حافظه‌ی نسلی که آن زمان را دیده و نسلی که امروز آرزوی آن بزرگی را دارد، با این بازی‌های رسانه‌ای پاک نخواهد شد.

آزمون سرخ: ایستادگی و شجاعت آخرین پر سیمرغ
​سوءقصد نافرجام اخیر و پاشیدن آن مایع قرمز رنگ، نه تنها خللی در اراده‌ی شاهزاده ایجاد نکرد، بلکه به لحظه‌ای برای تجلی ابهت و پایداری نهاد پادشاهی بدل شد. در آن لحظه که هر انسانی بصورت ناخودآگاه و غریزی ممکن است در برابر اصابت ناگهانی مایعی به بدنش دچار تکان یا هراس شود، ایشان حتی میلی‌متری تکان نخوردند؛ انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است. این صلابت و آرامش خیره‌کننده، بازتابی از شجاعت شاهی است که پیشتر سوگند جان‌فدایی برای میهن خورده و در برابر هیچ خطری خم به ابرو نمی‌آورد.
​در آن دم که بدخواهان سعی کردند با این حرکتِ سخیف، در مسیر حرکت ایشان مانع‌تراشی کنند، ملت ایران با تمام وجود فهمیدند که این «آخرین پر سیمرغ»، تنها پناه و تکیه‌گاه برای گذشتن از این دوران سخت است. ایرانیان به چشم خود دیدند که وجود ایشان برای ایرانمان نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تاریخی است. این حادثه هیچ وقفه یا خللی در برنامه‌های ایشان ایجاد نکرد و شاهزاده با قدرت و طراوت بیشتر، در تمام صحنه‌ها حاضر شدند؛ از حضور مقتدرانه در میان تجمع پرشور میهن‌پرستان در برلین تا نشست کارشناسانه با کنشگران و متخصصان در سالنی در این شهر و مصاحبه‌های حاکمانه در رسانه‌های آلمانی.

فرجام سخن: بازگشت به شکوه
​ایران پادشاهی، مانند ققنوسی است که از میان خاکستر کینه‌ها، دوباره پرواز خواهد کرد. مسیر دیپلماسی مقتدرانه شاهزاده در پارلمان آلمان و پیوند ناگسستنی او با قلب‌های ملت، نویدبخش پایان این شب تاریک است. شکوهی که با کوروش آغاز شد، اکنون در قامت رضا شاه دوم، آماده است تا دوباره نظم، قانون و عظمت را به ایران‌زمین بازگرداند.
​ایشان با پشتوانه‌ی ملتی که امروز آگاه‌تر از همیشه بر تمامی دسیسه‌ها، ناجوانمردی‌ها و کج‌دهنی‌های غرب واقف است، بر تمامی موانع غلبه خواهد کرد. این پیروزی قطعی است؛ چه با حمایت غرب و کمک‌های نظامی آمریکا و اسرائیل و چه بدون آن، و چه با ستیزی که امروز دنیا در برابر خواسته‌ی برحق مردم ایران در پیش گرفته است. ملت ایران هرگز فراموش نخواهد کرد که در این روزهای سرنوشت‌ساز، چه کسانی در کنار مردم ایستادند و چه کسانی با بی‌تفاوتی و سنگ‌اندازی، مسیر آزادی را سد کردند.

پادشاهی ایران پایانی نداشته و نخواهد داشت؛ شاه باز می‌گردد تا تاریخ را دوباره با زر بنگارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *