پرش به محتوا

​تاراج ثروت ملی؛ چرا هزینه کردن پول‌های ایران، چرخه‌ای باطل است؟

​این روزها در حالی که اخبار مربوط به آزادسازی یا تخصیص بخشی از پول‌های بلوکه‌شده ایران به کشورهای عربیِ هدفِ حملاتِ رژیم حاکم بر ایران منتشر می‌شود، ضرورت دارد نگاهی عمیق‌تر به این «بازیِ زیان‌بار» داشته باشیم. پرسش بنیادین این است: آیا خرج کردن سرمایه‌های مردم ایران برای پرداخت خسارتِ اقداماتِ یک رژیم ماجراجو، واقعاً امنیت‌ساز است، یا صرفاً چرخه‌ای از باج‌دهی و بی‌ثباتی را تداوم می‌بخشد؟

​۱. ثروتی که متعلق به مردم است، نه حاکمیت
​پیش از هر تحلیل سیاسی، باید بر یک اصل غیرقابل‌انکار تأکید کرد: این دارایی‌ها، «پول‌های ایران» است؛ یعنی متعلق به تک‌تک مردم ایران و حاصل فروش منابعی که باید صرف زیرساخت‌ها، آموزش، بهداشت و رفاه ملت می‌شد. استفاده از این منابع برای اهدافی که هیچ سنخیتی با منافع ملی ایران ندارند و صرفاً در راستای مدیریتِ پیامدهای مخربِ سیاست‌های رژیم هستند، غصب آشکار حق نسل‌های کنونی و آینده ایران است.

​۲. سراب بازدارندگی و تداومِ باج‌دهی
​اینکه تصور شود با پرداخت بخشی از دارایی‌های ایران به کشورهایی که هدف حملات رژیم قرار گرفته‌اند، می‌توان امنیت خرید یا بازدارندگی ایجاد کرد، یک خطای راهبردی است. این اقدام نه تنها رفتارِ رژیم را اصلاح نمی‌کند، بلکه به آن مشروعیتِ عملی می‌دهد. وقتی هزینه ماجراجویی‌های رژیم از جیب مردم ایران پرداخت شود، رژیم هیچ فشاری را احساس نمی‌کند تا رفتارهای خود را تغییر دهد. در واقع، این «دیپلماسی پرداخت»، عملاً به رژیم چراغ سبز نشان می‌دهد که به حملات خود ادامه دهد، چرا که می‌داند در نهایت، طرف‌های دیگر با استفاده از منابع ملت ایران، هزینه آن را پوشش خواهند داد. این یک «بازی با حاصل‌جمع صفر» است که در آن فقط مردم ایران بازنده‌اند.

​۳. نقد مماشات و مسئولیتِ فراموش‌شده
​غرب و کشورهای منطقه، در طول ۴۷ سال گذشته بارها با اتخاذ سیاست‌های مماشات‌گرانه، ناخواسته به بقای این ساختار کمک کرده‌اند. ریشه‌ی فاجعه‌های خاورمیانه و تیره‌روزیِ مردم ایران، نه در خارج از مرزها، بلکه در ماهیت رژیمی است که از بحران‌سازی تغذیه می‌کند. این کشورها به‌جای تمرکز بر «راه‌حل واقعی» و هم‌صدایی با اراده‌ی مردم ایران برای گذار از این رژیم ننگین، ترجیح داده‌اند با هزینه‌کردن از سرمایه‌های ملی ما، تنها برای کوتاه‌مدتِ خود امنیت بخرند. این رویکرد، نه تنها به مردم ایران که بیشترین قربانیان این رژیم هستند، خیانت می‌کند، بلکه ثبات بلندمدت منطقه را نیز قربانی می‌کند.

​۴. سرمایه‌گذاری برای آزادی؛ تنها راهِ خروج از بحران
​عقلانیت سیاسی حکم می‌کند که به جای پرداخت غرامت‌های بی‌پایان برای رفتارهای یک رژیم بحران‌ساز، منابعِ حاصل از ثروت ملی ایران در جهت حمایت از گذار به دموکراسی هزینه شود. تصور کنید اگر این سرمایه‌ها صرفِ پروژه‌های توسعه، نوسازیِ ایران و حمایت از جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران می‌شد، منطقه امروز در چه وضعیتی بود؟
​آزادی ایران، کلیدِ صلح پایدار در خاورمیانه است. هر دولتی که در فردای آزادی، با رأی مستقیم مردم و با رویکردی ملی سر کار بیاید، نه تنها نیازی به ماجراجویی‌های منطقه‌ای ندارد، بلکه به شریکی قابل اعتماد برای تمام کشورهای همسایه تبدیل خواهد شد.

​نتیجه‌گیری
​این پول‌ها، «سرمایه بازسازی» فردای ایران است. هیچ مرجع خارجی، هیچ دولت غربی و هیچ نهاد بین‌المللی حق ندارد ثروت متعلق به ملت ایران را برای پوشش دادن جنایات یک رژیم نامشروع هزینه کند. راهبردِ «خرج کردن از کیسه مردم ایران» باید متوقف شود.
​زمان آن رسیده است که جامعه جهانی و کشورهای همسایه، واقعیتِ موجود را بپذیرند: برای پایان دادن به این فاجعه ۴۷ ساله و رسیدن به آرامش پایدار، باید به جای مماشات با رژیم، به اراده مردم ایران احترام گذاشت. این سرمایه‌ها باید برای فردای آزادی محفوظ بماند تا در دست دولتِ برآمده از اراده‌ی ملی، صرفِ ساختنِ «ایرانی آزاد، آباد و مسئولیت‌پذیر» شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *